زيبايي براي زيبايي


صحنه ي بدرقه ي خورشيد هنگام غروب
و يا شتاب براي جان دادن
با خورشيد در بستر مغرب
نفس زيبايي است،
زيبايي براي زيبايي،
هيچ زندگي و بويي از زندگي در آن نيست،
بويي از عقل در آن نيست.
كم ترين رنگي از مصلحت،
سود و عاقبت و نتيجه در آن نيست.
اصالت مطلق است،
اصالت
چيزي «براي خودش» و به
«خودش»،
اين است زيبايي.

-دكتر شريعتي-

**تاريخ و مكان تصوير فوق: آبانماه يكهزار و سيصد و هشتاد و پنج / جاده ي اهواز - تهران

پينوشت:

آقا يا خانم با نام مستعار "هستم به نگاه تو" لطفا از مزاحمت نابجايتان جلوگيري بفرماييد، در غير اينصورت برخورد نامناسبي با شما خواهم داشت.

توريست

زمانيكه پس از صنعت نفت و گاز، صنعت توریسم پردرآمد ترین صنعت در دنیا می باشد، چرا در مورد جذب توریست در ايران بي تفاوت باشيم؟
        بر اساس گزارش سازمان جهانی گردشگری، ایران رتبه 10 جاذبه های باستانی و تاریخی و رتبه پنجم جاذبه های طبیعی را داراست اما از لحاظ بهره برداری از این منابع در جایگاه مطلوبی قرار نگرفته است و تمامي اينها در حاليست كه كشورهايي همچون دبي و امارات با نيمي از جاذبه هاي گردشگري و توريستي، درآمد اقتصادي قابل توجهي را كسب كرده اند. شايد حسرت اين آگاهي در اين نكته سوزش پذير باشد که سهم ایران با وجود رتبه ممتازش در جاذبه های جهانگردی از درآمد گردشگری جهان حتی به یک درصد هم نمی رسد. بد نيست در اين راستا، نگاهي به صنعت توريسم در برره داشته باشيم:

بخشداري برره براساس طرحي از ياور طغرل، در اقدامي نمادين به گردن حيوانات موجود در برره(گاو، گوسفند، خروس، مرغ و ...) نوشته اي را آويزان نمود و بصورت شبانه در بخش هاي اطراف پخش نمود.
"اين هديه ي ناقابل ِ مردم خونگرم برره بيد. اميدوارم بيديم كه با حظورتان در برره، گاو و گوصفند بيشتري وَديم كه نوش جان وَكنيد."

        در چند روز گذشته اولين توريست شهرنشين و متشخص فسا به برره قدم گذاشت كه در طي مدت اقامت ايشان(3 روز) تكريم توريست با اقداماتي از قبيل برگزاري 73 جشن مختلف و با هزينه هاي جمع آوري شده از مردم برره صورت گرفت. همچنين اين توريست كه با مبلغ 43 تومان وارد برره شده بود با مبلغ 2500 تومان از برره خارج شد!
پس از ترك نخستين توريست برره، بخشداري برره با برآورد هزينه ي توريست پذيري، جلسه اي  برگزار نمود و در آن عنوان شد(متن برگردان به زبان پارسيست):
اين كه نميشه؟ ما هي توريست دعوت كنيم، بعد پول نوچوفسكو و آب نخودش را ما بدهيم و كيفش را او ببرد! از اين به بعد، پول نوچوفسكو و آب نخودمون رو اون مي ده، كيفش را ما مي بريم!
توريست شهرنشين ِ بخت برگشته كه حسابي خوش خوشانش شده بود و قصد داشت علاوه بر احداث يك هتل در برره، چند شعبه آژانس توريستي- سياحتي برره را پايه ريزي كند، در هفته بعد با گروهي 23 نفره به برره آمد كه:
- پول هايشان را بايد با واحد پول برره تطبيق مي دادند و از آنجاييكه نخود، واحد اصلي پول برره محسوب مي شود، هر كدام از آنها مجبور بودند براي خريد سوغاتي، يك گوني نخود را بر دوش خود حمل كنند!
- يكيشان سكته كرد و بدليل كمبود امكانات درماني مرد!
- يكيشان در چال اسكندرون به صورت نمايشي دخول پيدا كرد اما خروج پيدا نكرد!
- اكثريت آنها به زور مجبور بودند كه 5 تومان بدهند و بر ديوار كنار چال اسكندرون يادگاري بنويسند!
- در جنگل نوردي پارك برره، دو نفرشان را دايناسور خورد!
        ضمنا بر اساس آمار رسمي كيوون، مبلغ اسكناس هاي همراه اين جماعت چيزي در حدود صد هزار تومان بود كه در هنگام خروج از برره، علاوه بر گرفتن تمامي صد هزارتومان، طي اقدامي نمادين، كت و شلوار و ساعت و كفش و كلاه آنها را از تنشان درآورده و لباسي از جنس گوني، تحت عنوان "لباس محلي" تنشان كردند و راهيشان فرمودند!

نمايي از لباس محلي مخصوص برره

بر اساس آخرين اخبار منتشره، شنيده ها حاكي از آنست كه به احتمال قطع به يقين، تمامي مردم برره امشب با دلي آرام و قلبي مطمئن و شكمي سير به سوي خواب خواهند رفت.

پينوشت:

1- به ميرحسين موسوي راي بدهيد.(كليك)
2- گاهي اوقات هم مي شود به رسانه ي ميلي اميدوار بود، اخبار 20:30 چهارشنبه و پنجشنبه (راجع به موضوع گرد و غبار) حاصل تماس هاي 5 تن از دوستانمان بود.
3- قرار بود تا پايان فروردين ننويسم اما مگر مي شود!
4- شما هم توئيتري شويد!

آرزوهاي نزديك و دست هاي خالي !

كوروش كبير مي گويد:

خداوندا دست هايم خالي اند و دلم غرق آرزوها، يا به قدرت بيكرانت، دستانم را توانا گردان يا دلم را از آرزوهاي دست نيافتني خالي كن.
چند روز پيش به دعوت تينا خانوم ارديبهشتي به يك بازي دعوت شدم كه از شركت كننده سئوال شده:
چه کارهایی رو دوست داری و فکر میکنی استعدادشون رو داری٬ ولی تا حالا به هر دلیلی بهشون نپرداختی؟
اميدوارم دعاي كوروش در اين آرزوهايي كه مي گويم برآورده به خير بشود!

- مدير عامل يك مجتمع توريستي در زادگاهم بشوم: مطمئنم كه با وضعيت اقتصادي و اداري كشور ايران، اين طرح حتي اگر به مرحله ي اجرا برسد، به جز ضرر چيزي را عايدم نخواهد كرد اما براي معرفي هرچه بهتر زادگاهم كمك شاياني خواهد كرد. چرا كه زادگاهم به شدت توسط مسئولين كشوري، مورد تحريم قرار گرفته است و حتي در كتب معرفي آثار باستاني ميراث فرهنگي هم نامي از اين استان برده نشده است!

- يك عكاس بزرگ بشوم: هميشه آرزويم بوده است كه يك عكاس بزرگ بشوم و دوربينم كمتر از 5 ميليون تومان قيمتش نباشد. اكثر اوقات به سادگي از كنار هر صحنه اي نمي گذرم و فكر مي كنم اگر كه يك عكاس بزرگ باشم، مي توانم تصاوير و تصور زيبايي را كه از محيط اطرافم برداشت مي كنم، به ديگران هم اشاعه بدهم.

- جهانگرد بشوم: شديدا به اين يكي علاقه دارم و دلم مي خواهد كه يك دوچرخه ي دو صندليه بگيرم و به همراه همسرم و در حاليكه حامل پيام صلح و دوستي مي باشم(!) كشورهاي بزرگي همچون چين و يونان را سياحت كنم.


برره قانون مدار مي شود..؟! + بعد نوشت

توضيح نويسنده: اين بخش(جرايد برره) را همانطور كه پيش از اين وعده كرده بودم، به وبلاگ اضافه كردم. ضمنا لازمست كه اينجانب بيان بدارم: مطالب اين بخش اصلا سياسي نخواهد بود و قصد بي احترامي و يا هتك حرمت به هيچ شخص حقيقي و حقوقي را ندارد. تمامي مطالب منعكس شده در اين بخش، صرفا هجويات يك ذهن تبدار مي باشد ! ضمنا جرايد برره، تنها مطلب اصلي موجود در صفحه ي اول را منتشر مي كند.
با تشكر از حسن توجه شما

     بخشداري برره بر اساس بيانيه اي كه در هنگام ملاقات با رياست كل بخشداري كشور كِش رفته بود، اطلاعيه اي صادر كرد. برخي مفاد بيانيه ي كِش رفته به شرح زير بود:
- در شهرهاي بزرگ و با تعداد جمعيت بالا، جهت سهولت در رفت و آمد شهروندان محترم، برخي خيابان هاي پر رفت و آمد شهر را يكطرفه كرده و مسيرهاي جايگزين را در نقشه ي اصلي شهر تعريف نماييد.
- تمامي پرسنل نظامي موظفند كه در پيشبرد بهتر اين طرح و همگاني شدن آن، تا پايان دوره ي آزمايشي به هموطنان عزيز راهنمايي لازم را ارائه بدهند.. همچنين مامورين بايد نهايت همكاري را با مردم در دوره ي آزمايشي-آموزشي طرح داشته باشند.
- طول دوره ي آزمايشي با توجه به سطح فرهنگ و آگاهي مردم، توسط مسئولين مجري طرح تعيين بشود.

     بر همين اساس، بخشدارهاي برره نيز، از آنجاييكه برره را به عنوان يك كشور بزرگ مي شناسند تا يك شهر بزرگ ! و حتي طي نامه اي ارسالي به سازمان ملل، خواستار ارائه ي فرصت به بخشدارهاي برره جهت انجام پروژه ي طولاني مدت مديريت جهاني شده اند ! لذا تصميم گرفته اند كه اين بيانيه را به نحو احسن انجام دهند تا لياقت خود را جهت كسب نمودن پست مديريت جهاني به اثبات برسانند. از آنجائيكه در برره هيچگونه وسيله ي نقليه اي يافت نمي شود و مردم بصورت في النفسه(پياده روي) مسيرها را مي پيمايند، لذا اين مقررات تنها براي عابرين پياده انجام مي پذيرد و وسائل نقليه ي شخصي و همچنين حيوانات مخصوص حمل بار از اجراي اين قانون مستثني هستند. همچنين در اين اطلاعيه توصيه ي اكيد شده است كه جهت اجراي بهتر طرح، با خاطيان برخورد قانوني سخت گيرانه اي انجام گيرد.
     طرح آزمايشي قانون ترافيك جديد، در زمان تقريبي نيم ساعت به طول انجاميد كه بخشدارهاي محترم برره طي مسيري از درب خروجي بخشداري برره تا منزلشان، طرح را افتتاح و آزمايش نمودند كه بدليل رضايت حداكثري بخشدارهاي برره و نارضايتي حداقلي مردم برره، اين طرح تصويب شد.
     در دو روز نخست اجراي اين طرح، از 91 نفر اهالي برره، دستكم 80 نفر دستگير و روانه ي بازداشتگاه شدند كه به علت كمبود فضاي مناسب، ژاندارمري در يك اقدام انساندوستانه، مبالغي را جهت خريداري طول مدت زندان از مجرمين دريافت كرد و به آزادي آنها مبادرت ورزيد.
    همچنين مسيرهاي اعلام شده جهت جايگزيني، مسافت 20 متري را به 12 كيلومتر تغيير داده اند ! به اينصورت كه يك بخش نشين برره اي جهت اجابت مزاج از درب خانه تا درب مستراح، بايد كوه بوربورنج را ابتدا دور زده، سپس مبلغ 5 تومان به ژاندارمري برره تقديم و آنگاه از مستراح شخصي خانه اش استفاده ببرد.(ضمنا در صورت عدم علاقمندي جهت دورزدن كوه بوربورنج، بخش نشينان موظف به پرداخت 25 تومان مي باشند) در حال حاضر مسيرهاي آزاد جهت رفت و آمد، مسير بخشداري تا ژاندارمري و ژاندارمري تا منازل بخشدارهاي برره مي باشد.

چند ساعت بعد...

     بخشدارهاي بالا و پايين برره، به شكرانه ي بودجه ي هنگفتي كه از اجراي اين طرح كسب نموده اند، در حال عزيمت به كافه ي شب هاي برره بودند كه بدليل تخطي از قانون، مبلغ 1000 تومان جريمه شدند. بخشدارها هم به همراه تمامي افراد آزاد موجود در بخش(23نفر) به جهت اعتراض، ابتدا شيشه هاي منازل خود را شكسته و سپس قانون تصويب شده را پس از اجراي يك هفته اي، ملغي اعلام نمودند !

بعدنوشت(11-1-89):
پست فوق آخرين پست اين ماه خواهد بود.
ضمنا بدليل انجام مصاحبه جهت استخدام، چهاردهم عازم تهران خواهم شد و از آنجاييكه روز تولدم اهواز نخواهم بود، پيش پيش مي گويم: خيلي ممنون، لطف كرديد!

سفرنامه ي مرد جوان

آبی که بر آسود زمینش بخورد زود

دریا شود آن رود که پیوسته روان است

از راه مرو سایه که آن گوهر مقصود

گنجیست که اندر قدم رهروان است

     سرانجام برخي از جوانان بي بخار مملكت اهواز به يك تصميم بي بديل و جسورانه در تاريخ جوانگردي، جامه ي عمل پوشانيده و به رهبري شخص جولومبوري به نام سيامك، سفري به گستره ي اهواز تا مشهد را پايه ريزي كردند و هم اكنون كه نوشتار فوق را مي خوانيد، روز چهارم سفر مي باشد و از آنجاييكه مرد جوان، بي وجود شما نفسش در مي رود! تصميم گرفته است، هرازگاهي  به شرحي از سفرش بپردازد. ضمنا به دليل عدم دسترسي به امكانات گسترده، از طريق كافي نت مشغول اطلاع رساني به شما خواهم بود، همچنين به دليل امنيت پايين كافي نت ها، امكان ورود به بخش مديريت وبلاگ مقدور نمي باشد و از طريق سيستم كامنتينگ، حضور خود در اقصي نقاط كشور را به اطلاعتان خواهم رسانيد. لذا در صورت علاقمندي به سفرنامه ي اينجانب، اخبار را از طريق كامنت پست فوق پيگيري بفرماييد.

شهركرد:
     تنها نكته ي قابل توجه جوانان اين شهرستان هستند، جوانان اين شهر به شدت احساسي بوده و ارتباطشان با هر دختري، به ازدواج ختم مي شود!( بر من خرده نگيريد كه اين چه توضيحي بود، شرح دادي!  چرا كه در مدت اقامتم(يك شب) در اين شهر زيبا، مضمون گفتارهاي رد و بدل شده با جوانانش، چيزي بيشتر از اينها نبود!)

اصفهان:
     در مدت دو روز اقامتم، علاقه ي شديدي نسبت به اين شهر پيدا كرده ام، باشد كه يك مرتبه به صورت مفصل در اين شهر به گشت و گذار بپردازم، البته هرچند كه به دليل عدم هماهنگي هاي سيامك، از تماشاي چهل ستون محروم شديم!
     نكته ي جالب توجه، پاسخ هاي يكسان مردم اين شهر به يك سئوال ما مي باشد، شما از هر كدامشان بپرسيد كه اغذيه فروشي مناسب(ساندويچي) در كجاي شهر هست، بلافاصله پاسخ مي دهند كه: اونجا ساندويچي زياد هست ولي كيفيتشون زياد خوب نيست، شما بريد چهارراه دوم، يه بريوني هايي(غذاي معروف اصفهان) ميده كه انگشتاتم باهاش بخوري! حتما برو!
ما تا حوالي پنج بعد از ظهر در اين شهر خواهيم بود و بعد هم با پرواز مستقيم به مشهد مي رويم(حلالم بفرماييد!)
...

مشهد:

1- دیروز به سرزمین موج های آبی رفتیم و در اولین اقدام نابخردانه ی یکی از همراهان، فوت جوان ناکام سیامک عزیز بر اثر غرق شدن نزدیک بود! شکر خدا با همت مضاعف و کار مضاعف دوستان و از خودگذشتگی و رشادت های بی بدیل علی توانستیم وی را از مرگ نیمه حتمی نجات بدهیم. ضمنا تمامی دوستان تا مرز جویدن خرخره ی فرد خاطی پیش رفتند !

2- نکته ی قابل توجهی که در میان زوار نوروزی دیده می شود، هیجان و سرعت و سبقت بیجای آنها در هر امری(صف بازرسی، صف نماز، صف خرید، بازار رضا و ...) به وضوح مشاهده می شود.
همچنین در خیابان اندرزگو منتهی به خیابان امام رضا، پل عابر پیاده نصب شده است که جهت سهولت رفت و آمد زوار، پله ها برقی می باشند. اکثریت زوار ساده ی شهرستانی در برخورد با این مسئله، حاضر به جان بر کفی در کف خیابان هستند اما از طریق پله های برقی به رفت و آمد نپردازند ! در انتها هم به علت جبر زمانه و اصرار اطرافیان، با جیغ و داد تمامی مسیر را طی می فرمایند.(خدای صبری گرانقدر به اطرافیانشان عنایت بفرماید!)

توضيح ضروري: به دليل وضعيت نامناسب جوي در مناطق شمالي كشور، برنامه ي سفر دچار تغييرات اساسي شد.

تهران:

دو روز زودتر از مشهد خارج شديم و شب هفتم فروردين و صبح هشتم را در تهران بوديم.

1- به هر زحمتي كه بود، مسير حركتمان را به سمت تونل توحيد تغيير داديم و با وجود مكافاتي كه با تغيير مسير عايدمان شد، خود را از تماشاي اين سازه ي عظيم مهندسي محروم نكرديم. حقيقتا تمامي مدت زماني را كه در تونل صرف كرديم، ماندگار ماند. چرا كه يك لحظه احساس كرديم، از فضا و جو جهان سومي ايران خارج شده ايم و در قطعه اي از اروپا(شايد لس آنجلس آمريكا) به سر مي بريم. البته هر چند كه پس از يك دقيقه، بوق ممتد يك پژوي 206 نقره اي رنگ توهممان را آشفته كرد !

2- اين روزها احساس زندگي مضاعفي بر من وارد گشت، چرا كه هر جا مي رفتم جز سبزي جنبش محبوبم چيزي نمي ديدم !

3- اطراف فلكه ي دوم صادقيه، رضا عطاران را ديديم و تا ما آمديم از اين دست خيابان برويم آن دست خيابان، بلكه سلام و عليك و تشكري از او بكنيم. سوار ماشينش شد و رفت !

4- اين روزها همه از دوازده فروردين سخن مي گويند، شما چطور ؟

اهواز:

1- همين اول كاري ماشينمان را مالاندند !

2- همين اول كاري، گرد و خاك به استقبالمان آمد !

3- همين اول كاري آمديم و وبلاگ را آپ كرديم !

4- همين اول كاري، ميزبان 13 مهمان نوروزي بوديم !

پينوشت:
1- مسير سفر را در ادامه ي مطلب ترسيم و شرح داده ام كه كم و كيف ماجرا در دسترستان باشد.
2- تمامي راه هاي موجود جهت اطلاع رساني را امتحان كرده ام، تنها روزنه ي اميدي كه برايم مانده بود، همينست كه مي بينيد.(جهان سومي هستيم، لطفا مراعات حالمان را بفرماييد!)

3- لغو تمامي سفرهاي مناطق شمالي كشور، به علت وضعيت بد آب و هوايي بود. ضمنا بدليل تغيير در برنامه ي از پيش تعيين شده، سفر را زودتر از موعد به پايان رسانديم.
ادامه نوشته