تا عيد چيزي نمانده!
ميدانم تا عيد چيزي نمانده و بايد كلي زور بزنم كه تمام جنبههاي شخصيتيام را از دور و اطراف جمع كنم و حداقل اين سه چهار روز آخر را با لبخند به ملت بگذرانم.
از محيط دانشگاه و درس و بحث گرفته تا محيط سنگين كاري كه زير آب زنيهايشان معركه هست! از نوشتههاي مختلفم كه به روال در پيامكها منتشر ميشود تا همين وبلاگ عزيز كه تقريباً نفسش به شمارش افتاده است.
راستي به همهتان سلام ميگويم، چرا آخر كلامم سلام ميگويم؟! به خاطر آنكه اينروزها ديگر ميدانم كسي تا آخر كلامم همصحبتم نيست! گفتم شايد اين سلام ترغيبش كند كه از اين به بعد، ته صحبتهايم را هم بخواند، شايد چيزي دستگيرش شود.
تا قبل از عيد، با يك مطلب ويژهي مخصوص نوروز ميرسم خدمتتان.