Hi-Bye
سلام دوستان
حقیقتا قرار نبود این پست را هم بنویسم و شما را دردسر بدهم كه بر خودتان الزام كنید تا به رسم دوستی و مراودات فرهنگی ای كه با هم داریم(!) آن را تا انتها بخوانید. حالا چه شده كه با این جمله شروع كرده ام، در ذیل درج شده است:
این چند مدتی كه با یكدیگر بوده ایم، درس های بزرگی از شماها گرفته ام و بر این موضوع هم واقفم كه در این محیط تنگ و تاریك و فیلترگرایانه ی مجازی، ارزشمند بودن، خود نوعی افتخار بزرگست، چرا كه هر انسانی دو كلمه حرف درست و حسابی و ارزشمند می زند و سعی دارد كه سطح آگاهی و سواد هموطنانش را بالا ببرد، در وبلاگش تخته می شود و با درنظرگرفتن این قضایا، مطمئنا ارزش شما در دنیای واقعی دو صد برابر این دنیای مجازیست. كلام هایتان تماما ارزشمندست و از اینكه در همین مدت كوتاه فعالیت مجازی ام، با شما دوستان ارزشمند آشنا شده ام، افتخار می كنم و به درگاه مقدس باری تعالی شاكر می شوم. "انسان باید قدر نعمت هایش را بداند و به درگاه باری تعالی شكرگزار بشود كه اگر قدرشان را نداند، ممكنست از دستشان بدهد و دیگر هم به این آسانی ها نمی تواند آن نعمت ها را كسب كند.(این حرف را حاج آقای رنجبر می فرمودند و مادرم من را الزام كرد كه مستمع و مجری سخن هایش باشم، وگرنه از نهار خبری نیست !) بله دیگر، خدا شاهدست كه من قدر یكایك شما را می دانم و به همه تان حسودیم می شود كه اینقدر راحت می توانید برای دیگران دوست های خوبی باشید و ما هنوز در الف دوستی مانده ایم !(انسان حسودی هستیم در كل). بعد از تلنگر سفتی كه همین 2 ساعت پیش به بنده وارد شد، تصمیم گرفته ام كه یك هجرت كوتاه مدت به زادگاه اصلی ام داشته باشم، چرا كه در ولایت ما مقدار زیادی سهام عدالت توزیع شده است، این بود كه در روز 22بهمن مقدار سبزی تجمعات كم شده است و ما می رویم به یاری دوستان ! (حلالمان كنید، از همین حالا یك چنتایی عكس خوشتیپ و گرانقدر از خودمان گرفته ایم كه بعد از وفاتمان بگویند، بابا طرف آدم حسابی بوده !)
خلاصه آمده ام كه یك مقدار شفاف سازی بكنم و بعد هم از خدمتتان مرخص بشوم، البته مرخص شدن من از همان هاییست كه مسعود شصت چی می گرفت و یكوقت دیدید كه رفتم و اصلا بازنگشتم ! چند مدتیست كه آمارگیر وبلاگ را تحت نظر گرفته ام و به خیلی از پارامترهای معرفی كننده ی افراد دست پیدا كرده ام. دوستان و آشنایان را شناخته ام، زمان ورود و خروج پدرم را كشف كرده ام و حتی دریافته ام كه خواننده ی خاموش یعنی چه(!) بین خودمان بماند، حتی پی بردم كه برادر ِ سینیور اخوانیه هم گهگاهی به این وبلاگ سر می زند !
خلاصه ی مشاهدات در نه روز گذشته به شرح زیر می باشد، این مشاهدات به تقسیم بندی بازدیدكنندگان وبلاگ در چندین دسته پرداخته است:
افراد آفلاین(مدت زمان حضور در وبلاگ 2 دقیقه):
یعنی اینكه عده ای از بازدیدكنندگان، وبلاگ را باز می كنند و پس از مطالعه بصورت آفلاین، ارائه ی نظر می دهند. این عده، به طریق اولی در استفاده از اینترنت صرفه جویی می كنند و مصداق بارز رعایت اصلاح الگوی مصرف می باشند(یاد بگیرید):
1- گروه نخست: مطالب را مو به مو می خوانند و حتی ارائه ی نظر می نمایند اما از آنجاییكه نظرشان در هنگام قطع بودن اینترنت، ره به هیچ جایی نمی برد(!) از اعلام دوباره اش در هنگام اتصال به اینترنت صرف نظر می كنند !
2- گروه ثانویه: در هنگام ارائه ی نظر آنلاین می شوند و جا دارد از زحمات ارزشمند این عده تشكر فراوان بكنم، چرا كه متحمل زحمات گرانقدری می شوند.(خود شخص بنده، جز همین دسته ام)
آنلاین(مدت زمان حضور در وبلاگ 7-10 دقیقه):
1- گروه خارجی(این كه گروه خارجی را در ابتدا نام بردم، بگذارید به پای غریب پرستی ام !):
الف) بازدیدكننده ای كه از شهر frisco واقع در ایالات متحده ی آمریكا می آید و سیستم عامل لینوكس را بر روی دستگاه خود نصب نموده است. ایشان در هر مرتبه مراجعه، وبلاگ را دو بار رفرش می كنند، آمریكایی محترم بدون لینك گرفتن از هیچ منبعی، با تایپ مستقیم آدرس وارد وبگاه می شوند و ضمن خواندن مطالب فوق، بی هیچ سلام و خداحافظی از جمع ما جدا می شوند. جالبی این بازدیدكننده ی محترم اینست كه هرگاه بنده آپ می نمایم، ایشان هم مراجعه می فرمایند !
ب) برادر ِ سینیور اخوانیه نیز در همین گروه قرار دارند كه متاسفانه ایشان فارسی را خیلی خوب درك می كند اما خوب نمی تواند بیان بدارد و به همین دلیل، از ارائه ی كامنت صرف نظر می كند ! ایشان هر هفته، سه بار مراجعه می فرمایند.
2- گروه داخلی:
الف) آنهایی هستند كه بازدید كننده ی خاموش نامیده می شوند و كارت ورودشان را ثبت می كنند و می روند. یعنی فقط می آیند یك مطالعه می فرمایند و می روند حاجی حاجی مكه !
ب) بازدیدكنندگانی كه خیلی بزرگوار تشریف دارند(!) به صورت ناگهانی می آیند و بی هیچ سخنی می روند و گویا قبلاها كامنت داده اند اما پاسخ در خوری دریافت نكرده اند و دیگر محل نمی گذارند(!) غافل از اینكه مشخصه ی آنها را در ذهنم دارم(نبوغ انیشتینی) و مثلا می دانم كه فلانی با سیستم عامل xp و مرورگر كروم با آی پی ...94 كیست و از كدام وبلاگست !
ج)اكثریت بازدید كنندگان مشمول این رده می باشند، مطالعه ی وبلاگ و بیان نظرات سازنده در راستای بهبود وضعیت ساختاری افكار بنده !
ج) بازدیدكنندگانی كه علاوه بر مطالعه ی تمامی مطالب، كامنت كه می گذارند هیچ، یك گشتی هم در سایر مطالب می زنند و خودشان را با مطالب گذشته مشغول می كنند.(این عده دست بوسی بنده را پذیرا باشند، من به نوبه ی خود، شرمنده ی الطافشان هستم)
د) در حدود 3 نفر هم از طریق گوگل ریدر، مطالب را مطالعه می كنند و این عده، آمارگیر ما را به بیل مشهدی چغندر هم حساب نمی كنند !
به هرحال ما آمدیم كه بگوییم احوالات تمامی دوستان، زیر نظر همایونیمان چرخش دارد و می دانیم اوضاع بر چه صورتیست و چه كسانی گاه به گاه و چه كسانی لحظه به لحظه ما را سرافراز می كنند.
تمامی دوستان بالا جزو نعمات این وبلاگ هستند و قصد دارم در یك مرام نامه ی ویژه، برای هر كدامشان یك كارت تبریك ارسال كنم و عطر آگینش كنم به جملات ماندگار محمد آرمان عزیز.
درضمن اخیرا دوستان از اعلام مواضع سیاسی من احساس نگرانی كرده اند و یكی را هم داریم كه مدام ما را به فحش و فضیحت دعوت می كند و ما هم كامنتش را مورد تایید قرار نمی دهیم، بلكه یاد بگیرد كه ادب مرد به ز دولت اوست ! شاید كوچ كنم با یك نام مستعار.
درضمن آندسته از دوستانی كه از فنون ارزشمند مخفی كاری بهره می برند، یك لطفی هم نسبت به بنده روا داشته باشند كه از قافله عقب نمانیم ! آخر می گویند كه در ممالك غربی، نرم افزاری تعبیه شده است كه فرد ایرانی الاصل را در محیط مجازی مبدل به یك فرد جنتلمن آمریكایی الاصل می كند كه حتی خودش هم خودش را نمی شناسد !(چنانچه شما نیز اطلاعاتی راجع به این موصوع داشتید، به صورت خصوصی كامنت بگذارید)
"پیامك هفته"
یك آدم فقط یك جفت چشم نیست. و در سفر اگر نتوانی موقعیت تاریخی خودت را هم عین موقعیت جغرافیایی عوض كنی، كار عبثی كرده ای. Paul Nizan
"پیشنهاد ویژه ی هفته"
مطالعه ی كتاب شازده كوچولو، صد بار هم اگر بخوانیش، باز هم كمست.
"اتفاق ویژه ی هفته"
امروز فیلم مزخرف "وقت ِ بودن" را مشاهده فرمودیم و كلی لذت بردیم !بی ربط نوشت: امشب تا خود صبح بیدارم، بلكه این وبكم قزل قورتمان، راه بیافتد و بتوانیم بعد از 15 سال دوری در مملكت غریب، چت یادگارانه ای را با خاله ی بزرگوارمان به ثمر برسانیم.(نوشتیم كه این شب ماندگار بماند)
حقیقتا قرار نبود این پست را هم بنویسم و شما را دردسر بدهم كه بر خودتان الزام كنید تا به رسم دوستی و مراودات فرهنگی ای كه با هم داریم(!) آن را تا انتها بخوانید. حالا چه شده كه با این جمله شروع كرده ام، در ذیل درج شده است:
این چند مدتی كه با یكدیگر بوده ایم، درس های بزرگی از شماها گرفته ام و بر این موضوع هم واقفم كه در این محیط تنگ و تاریك و فیلترگرایانه ی مجازی، ارزشمند بودن، خود نوعی افتخار بزرگست، چرا كه هر انسانی دو كلمه حرف درست و حسابی و ارزشمند می زند و سعی دارد كه سطح آگاهی و سواد هموطنانش را بالا ببرد، در وبلاگش تخته می شود و با درنظرگرفتن این قضایا، مطمئنا ارزش شما در دنیای واقعی دو صد برابر این دنیای مجازیست. كلام هایتان تماما ارزشمندست و از اینكه در همین مدت كوتاه فعالیت مجازی ام، با شما دوستان ارزشمند آشنا شده ام، افتخار می كنم و به درگاه مقدس باری تعالی شاكر می شوم. "انسان باید قدر نعمت هایش را بداند و به درگاه باری تعالی شكرگزار بشود كه اگر قدرشان را نداند، ممكنست از دستشان بدهد و دیگر هم به این آسانی ها نمی تواند آن نعمت ها را كسب كند.(این حرف را حاج آقای رنجبر می فرمودند و مادرم من را الزام كرد كه مستمع و مجری سخن هایش باشم، وگرنه از نهار خبری نیست !) بله دیگر، خدا شاهدست كه من قدر یكایك شما را می دانم و به همه تان حسودیم می شود كه اینقدر راحت می توانید برای دیگران دوست های خوبی باشید و ما هنوز در الف دوستی مانده ایم !(انسان حسودی هستیم در كل). بعد از تلنگر سفتی كه همین 2 ساعت پیش به بنده وارد شد، تصمیم گرفته ام كه یك هجرت كوتاه مدت به زادگاه اصلی ام داشته باشم، چرا كه در ولایت ما مقدار زیادی سهام عدالت توزیع شده است، این بود كه در روز 22بهمن مقدار سبزی تجمعات كم شده است و ما می رویم به یاری دوستان ! (حلالمان كنید، از همین حالا یك چنتایی عكس خوشتیپ و گرانقدر از خودمان گرفته ایم كه بعد از وفاتمان بگویند، بابا طرف آدم حسابی بوده !)
خلاصه آمده ام كه یك مقدار شفاف سازی بكنم و بعد هم از خدمتتان مرخص بشوم، البته مرخص شدن من از همان هاییست كه مسعود شصت چی می گرفت و یكوقت دیدید كه رفتم و اصلا بازنگشتم ! چند مدتیست كه آمارگیر وبلاگ را تحت نظر گرفته ام و به خیلی از پارامترهای معرفی كننده ی افراد دست پیدا كرده ام. دوستان و آشنایان را شناخته ام، زمان ورود و خروج پدرم را كشف كرده ام و حتی دریافته ام كه خواننده ی خاموش یعنی چه(!) بین خودمان بماند، حتی پی بردم كه برادر ِ سینیور اخوانیه هم گهگاهی به این وبلاگ سر می زند !
خلاصه ی مشاهدات در نه روز گذشته به شرح زیر می باشد، این مشاهدات به تقسیم بندی بازدیدكنندگان وبلاگ در چندین دسته پرداخته است:
افراد آفلاین(مدت زمان حضور در وبلاگ 2 دقیقه):
یعنی اینكه عده ای از بازدیدكنندگان، وبلاگ را باز می كنند و پس از مطالعه بصورت آفلاین، ارائه ی نظر می دهند. این عده، به طریق اولی در استفاده از اینترنت صرفه جویی می كنند و مصداق بارز رعایت اصلاح الگوی مصرف می باشند(یاد بگیرید):
1- گروه نخست: مطالب را مو به مو می خوانند و حتی ارائه ی نظر می نمایند اما از آنجاییكه نظرشان در هنگام قطع بودن اینترنت، ره به هیچ جایی نمی برد(!) از اعلام دوباره اش در هنگام اتصال به اینترنت صرف نظر می كنند !
2- گروه ثانویه: در هنگام ارائه ی نظر آنلاین می شوند و جا دارد از زحمات ارزشمند این عده تشكر فراوان بكنم، چرا كه متحمل زحمات گرانقدری می شوند.(خود شخص بنده، جز همین دسته ام)
آنلاین(مدت زمان حضور در وبلاگ 7-10 دقیقه):
1- گروه خارجی(این كه گروه خارجی را در ابتدا نام بردم، بگذارید به پای غریب پرستی ام !):
الف) بازدیدكننده ای كه از شهر frisco واقع در ایالات متحده ی آمریكا می آید و سیستم عامل لینوكس را بر روی دستگاه خود نصب نموده است. ایشان در هر مرتبه مراجعه، وبلاگ را دو بار رفرش می كنند، آمریكایی محترم بدون لینك گرفتن از هیچ منبعی، با تایپ مستقیم آدرس وارد وبگاه می شوند و ضمن خواندن مطالب فوق، بی هیچ سلام و خداحافظی از جمع ما جدا می شوند. جالبی این بازدیدكننده ی محترم اینست كه هرگاه بنده آپ می نمایم، ایشان هم مراجعه می فرمایند !
ب) برادر ِ سینیور اخوانیه نیز در همین گروه قرار دارند كه متاسفانه ایشان فارسی را خیلی خوب درك می كند اما خوب نمی تواند بیان بدارد و به همین دلیل، از ارائه ی كامنت صرف نظر می كند ! ایشان هر هفته، سه بار مراجعه می فرمایند.

الف) آنهایی هستند كه بازدید كننده ی خاموش نامیده می شوند و كارت ورودشان را ثبت می كنند و می روند. یعنی فقط می آیند یك مطالعه می فرمایند و می روند حاجی حاجی مكه !
ب) بازدیدكنندگانی كه خیلی بزرگوار تشریف دارند(!) به صورت ناگهانی می آیند و بی هیچ سخنی می روند و گویا قبلاها كامنت داده اند اما پاسخ در خوری دریافت نكرده اند و دیگر محل نمی گذارند(!) غافل از اینكه مشخصه ی آنها را در ذهنم دارم(نبوغ انیشتینی) و مثلا می دانم كه فلانی با سیستم عامل xp و مرورگر كروم با آی پی ...94 كیست و از كدام وبلاگست !
ج)اكثریت بازدید كنندگان مشمول این رده می باشند، مطالعه ی وبلاگ و بیان نظرات سازنده در راستای بهبود وضعیت ساختاری افكار بنده !
ج) بازدیدكنندگانی كه علاوه بر مطالعه ی تمامی مطالب، كامنت كه می گذارند هیچ، یك گشتی هم در سایر مطالب می زنند و خودشان را با مطالب گذشته مشغول می كنند.(این عده دست بوسی بنده را پذیرا باشند، من به نوبه ی خود، شرمنده ی الطافشان هستم)
د) در حدود 3 نفر هم از طریق گوگل ریدر، مطالب را مطالعه می كنند و این عده، آمارگیر ما را به بیل مشهدی چغندر هم حساب نمی كنند !
به هرحال ما آمدیم كه بگوییم احوالات تمامی دوستان، زیر نظر همایونیمان چرخش دارد و می دانیم اوضاع بر چه صورتیست و چه كسانی گاه به گاه و چه كسانی لحظه به لحظه ما را سرافراز می كنند.
تمامی دوستان بالا جزو نعمات این وبلاگ هستند و قصد دارم در یك مرام نامه ی ویژه، برای هر كدامشان یك كارت تبریك ارسال كنم و عطر آگینش كنم به جملات ماندگار محمد آرمان عزیز.
درضمن اخیرا دوستان از اعلام مواضع سیاسی من احساس نگرانی كرده اند و یكی را هم داریم كه مدام ما را به فحش و فضیحت دعوت می كند و ما هم كامنتش را مورد تایید قرار نمی دهیم، بلكه یاد بگیرد كه ادب مرد به ز دولت اوست ! شاید كوچ كنم با یك نام مستعار.
درضمن آندسته از دوستانی كه از فنون ارزشمند مخفی كاری بهره می برند، یك لطفی هم نسبت به بنده روا داشته باشند كه از قافله عقب نمانیم ! آخر می گویند كه در ممالك غربی، نرم افزاری تعبیه شده است كه فرد ایرانی الاصل را در محیط مجازی مبدل به یك فرد جنتلمن آمریكایی الاصل می كند كه حتی خودش هم خودش را نمی شناسد !(چنانچه شما نیز اطلاعاتی راجع به این موصوع داشتید، به صورت خصوصی كامنت بگذارید)
"پیامك هفته"
یك آدم فقط یك جفت چشم نیست. و در سفر اگر نتوانی موقعیت تاریخی خودت را هم عین موقعیت جغرافیایی عوض كنی، كار عبثی كرده ای. Paul Nizan
"پیشنهاد ویژه ی هفته"
مطالعه ی كتاب شازده كوچولو، صد بار هم اگر بخوانیش، باز هم كمست.
"اتفاق ویژه ی هفته"
امروز فیلم مزخرف "وقت ِ بودن" را مشاهده فرمودیم و كلی لذت بردیم !بی ربط نوشت: امشب تا خود صبح بیدارم، بلكه این وبكم قزل قورتمان، راه بیافتد و بتوانیم بعد از 15 سال دوری در مملكت غریب، چت یادگارانه ای را با خاله ی بزرگوارمان به ثمر برسانیم.(نوشتیم كه این شب ماندگار بماند)
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 0:0 توسط مرد جوان




















