آيا زنان در جامعه ي امروز هم، زنده به گور مي شوند؟
"جهالت هيچگاه از بين نمي رود، تنها اندكي مدرن تر مي شود"
مطلب ذيل را با نهايت ادب و احترام، تقديم مي كنم به تمامي انسان هاي آگاه و بيداري كه جامعه را جداي از رنگ و نژاد و قوم و مذهب مي بينند و اطرافيانشان را تنها بر اساس خصوصيات انسانيشان مي پذيرند.
***
تاريخ اسلام را كه مرور مي كنيم، برخي نكات، بصورت ويژه اي تاكيد شده اند، از جمله:
منع اسلام از اجراي سنت زنده به گور كردن دختران
اين دستور پاك و پسنديده ايست كه جامعه ي جاهل آن زمان را از زنده به گور كردن
جسمي دختران منع كرد اما چه سود؟ اكنون كه به جامعه ي اسلامي-ايراني نيم
نگاهي مي اندازيم، دختران ميهنمان هنوز هم زنده به گور مي شوند اما اين
بار، قرباني اين سنت ديرينه، جسم دختران نيست بلكه روحشان است.
آري،
دختراني كه ارزش و فضيلت جامعه ي ما را در دستان هنرمند خود مي چرخانند،
با هجمه ي عظيمي از انحرافات فكري مردگرايانه روبرو هستند كه برابري مطلق
را از آنها سلب كرده است.
اين دختراني كه به گواه تاريخ،
بهترين مديريت را به اجرا گذاشته اند، اكنون از آزادي و رقابت در جهت كسب
مقامات اداري و سياسي محرومند. تاريخ، خود بهترين شاهد اين سخنست كه مديريت
مدرن ترين شهر تاريخي ايران و چه بسا جهان*، در دستان هنرمند بانوان
ايراني ساخته و پرداخته شده است.
آري، چه جهالت بي شرمانه ايست
كه در اكثريت قبايل ايراني، آزادي انتخاب همسر از آنان سلب شده است.
براساس خبر خبرگزاري ايسنا**، سال گذشته در اهواز، 26 زن به قتل
رسيده اند كه 15 نفر آنان، تنها به دلايل ناموسي بوده است. آيا خبر فوق
پرده از اين موضوع برنمي دارد كه زنان مذكور، در انتخاب آزادانه بي اختيار
بوده اند؟ اين چه جهالتيست كه از زمان صدر اسلام تا كنون مرتفع شده است اما
هنوز هم زنان سرزمينمان، مجبورند كه روح لطيف و مادرانه شان را در اختيار مردي
قرار بدهند كه بي اختيار، همسرش شده اند؟
در سيستان و بلوچستان،
قسم معروفي وجود دارد به نام قسم "زن طلاق"، اين قسم شرط مي كند كه مرد با
بيان آن، موظف به انجام عمل ِ قسم خورده ميشود و در صورت عدم اجراي عمل
مذكور، بايد همسر خود را طلاق بدهد. آيا با درك حقيقي اين فاجعه، اذعان به
اين مسئله پيدا نمي كنيم كه هنوز هم نوع نگاه به زنان، كالا گونه است؟
بد نيست اشاره اي نيز به هم نسلان خود داشته باشم، جايي كه دختر با وجود عشق به يك انسان مذكر، مجبور به پنهان آن مي
شود. جايي كه مرد، حق انتخاب همسر را با وجود خواستگاري هاي متعدد دارد اما
يك زن حق انتخاب همسر را حتي براي يك مرتبه ندارد و بايد در برخي مواقع،
آنقدر غرور و متانت خود را لگدمال كند تا شايد توجه مرد ايده آلش به او جلب
بشود و تمامي اين بحران ها هم از نوع نگاه جامعه نسبت به دختران و زنان
نشات مي گيرد كه آنان مجوز ابراز علاقه و عشق نسبت به مرد ايده آل را، بدون
ايجاد هرگونه ضعف و واهمه اي ندارند.
در پايان
عرض ميدارم، شايد نتوانيم جهالت را به صورت مطلق از بين ببريم اما تلاش در
جهت تقليل آن، بزرگترين اقداميست كه مي توان در جامعه ي امروزي به انجام
رساند، پيش از آنكه زمان، فرصت ها را از ما بگيرد.
دختران و زنان عزيز سرزمين من، خودتان را براي
مقابله با اين هجمه ها بياراييد و بدانيد كه شما بيشماريد، چرا كه من و
تمامي همفكرانم نيز پشتيبان شما خواهيم بود.
توضيح:
* شهر سوخته
** خبر خبرگزاري ايسنا در (اينجا) قابل رويت است.